برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
چقدر زیبا بودن آرزوهای کودکی .چه قدر آسمانی ..
کاش میشد برای یک لحظه هم که شده بر گردیم به دوران بچگی . کاش میشد برای دیدن عزیز ترین کسانمان که اینک در میانمان نیستند . به گذشته برگردیم .کنارشان بنشینیم و با حرفهایشان زندگی کنیم . بخندیم . و هیچ وقت بزرگ نشیم .
دنیای بزرگترها مال خودشان ما بچه گیمان را میخواهیم .
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
از آسمان آبی چتری نساختم تادر شب زمین از ازدحام باران بیرون کشد مرا .
روحم همیشه چون تن کودک برهنه است.
سهمی که از تولد برده ام برهنگیست.
این مرده ریگ مجنون صفت به خلوت هامون کشد مرا .
کاهم که در برابر آتش نشسته ام .
خاکم که گردباد به گردون برد مرا.
ای رهروی که سر به گریبان کشیده ای .
ای رهرو غریب .فریاد من بلند تر نیزه درهواست .
هشدار تا زه پرده گوش تو نگذرد .
بگذار بیفتدو در خون کشد تورا.
شاعر:
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
فکرم بریده است . ناتوان از هرگونه تحرکی . و هی با خودم میگویم چه کسانی این بلا را سر ما آوردند.
آخر برای چه . فکر میکنند فقط آنها حق زندگی دارند. و اینک قهر خدا را میبینید که چگونه آرام آرام نعمتهایش را از ما میگیرد .
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
کسی به فکر گلها نیست .
کسی نمیخواهد باور کند که قلب باغچه دارد میمیرد.
حیاط خانه ما خالیست......؟
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی

اینجا دقیقا همان جایست که من باید باشم .
خدایا چنان صبری به من ده تا بتوانم خوبیهای آنهای را که به من خوبی کرده و میکنند جواب دهم .
وبدیهای کسان انگشت شمار را به بزرگی تو ببخشم . خدایا اراده ای کن خشمم را فرونشانم.
خدایا کاش زوذتر مرا به آسمانها میبردی دلم اینجا گرفته .
کاش به آرامش ابدی میرسیدم . کاش ....؟
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
غم مخور پایان شب سیه سپید است. 
باز میلرزد دلم دستم.
باز گویی در هوای دیگری هستم.
های میپریشی ذلفکم را باد.
های میخراشی گونه ام را تیغ.
آبرویم را میریزی دل.
لحظه دیدار نزدیک است.
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی
برچسب:
نویسنده: هیراد پورعلی